تاريخ و زمان
شنبه 16 فروردين 1399  
  جستجو
  بازديدها
تعداد بازديد از سايت: 300946
تعداد بازديد اين بخش: 9071
در امروز: 1626
اين بخش امروز: 59

  درباره كتابداري
معماري اطلاعات: ارتباط فنون كتابداري و استاندارد تاپيك‌مَپ - نويسنده: جهانگير رضائي چگيني

چكيده:

 فنون سازماندهي اطلاعات كه در حوزه علوم كتابداري رشد و توسعه يافته است، امروزه در حوزه معماري اطلاعات كاربرد فراواني پيدا كرده و بخشي از بستر اين حوزه را تشكيل مي‌دهد. از اين‌رو بين فنون سازماندهي در علوم كتابداري و معماري اطلاعات، ارتباط نزديكي وجود دارد. استاندارد «تاپيك‌مَپ»[1] از جمله اين فنون، و الگوي جديدي است كه در حوزه معماري اطلاعات طرح شده و به خوبي اين ارتباط را نشان مي‌دهد. در اين مقاله ابتدا به مفاهيم و ساختار نمايه، اصطلاحنامه و شبكه معنايي پرداخته مي‌شود و در پايان استاندارد «تاپيك‌مَپ» و ساختار آن مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

كليدواژه‌ها: علوم كتابداري، معماري اطلاعات، تاپيك‌مَپ، اصطلاحنامه، نمايه، شبكه معنايي

1. مقدمه عبارت «معماري اطلاعات» توسط «ريچارد سول وورمان» مطرح شده، يا حداقل از طريق وي بوده كه توجه‌ها به آن جلب گرديده است. حوزه مطالعه «وورمان» معماري بوده، اما وي به كار گرافيك، نويسندگي، ويراستاري و نشر نيز در كنار معماري مشغول بوده است. از نظر «وورمان» مسائل مربوط به گردآوري، سازماندهي و ارائه اطلاعات شباهت بسيار زيادي با مسائل معماري ساختمان دارند، چرا كه يك معمار در طراحي ساختمان بايد به‌گونه‌اي عمل نمايد كه نيازهاي ساكنين در آن، به راحتي و آساني تأمين شود. برابر همين اصل، «وورمان» كار گردآوري، سازماندهي و ارائه اطلاعات در رفع يك نياز اطلاعاتي يا مجموعه‌اي از نيازهاي اطلاعاتي را نوعي معماري دانست و عبارت معماري اطلاعات بدين شكل متولد شد (وايلي، 2000؛ وورمان، 1996).
اما از ديدگاه كتابداران، معماري اطلاعات تنها تلنگري بيش در حوزه علوم كتابداري نبوده و تنها يك طراحي گرافيكي و انديشه و تفكر نو را به اصول سازماندهي در حوزه كتابداري افزوده است؛ چرا كه كتابداران معتقدند از زمان آغاز نوشتن، اهميت گردآوري گزينشي اطلاعات و سازماندهي آن براي دستيابي راحت كاربران و استفاده‌كنندگان به اطلاعات را بخوبي درك كرده بودند و اين اصول گردآوري، سازماندهي و ارائه اطلاعات كه امروز، «وورمان» به آن‌ها برچسب معماري اطلاعات مي‌زند، كتابداران سال‌ها است كه با آن‌ها كار مي‌كنند (وايلي 2000).
با اين حال، متخصصان كتابداري بايد از انديشه تازه، مبتكرانه و هنرمندانه معماري اطلاعات استقبال كنند و آن را بدقت مورد مطالعه قرار دهند. از آثار برجسته‌اي كه در حوزه معماري اطلاعات توسط كتابداران تهيه شده، كتاب «معماري اطلاعات براي شبكه جهاني وب» مي‌باشد. نويسندگان اين كتاب («روزنفلد» و «مورويل»)، معماري اطلاعات و وظايف معمار اطلاعات را اين‌گونه تعريف نموده‌اند: معماري اطلاعات حوزه‌اي است كه طراحي و سازماندهي سايت‌هاي وب را از جنبه‌هاي مختلف بررسي مي‌كند و هدفش طراحي و ارائه سايت‌هاي وب مي‌باشد، به‌گونه‌اي كه كاربران بتوانند به آساني اطلاعات مورد جستجوي خود را پيدا كنند. معمار اطلاعات كسي است كه هدف، مأموريت و ديدگاه سايت را مشخص مي‌كند؛ نيازهاي سازمان پشتيبان و نيازهاي مخاطبان سايت را با هم متوازن مي‌سازد؛ محتوا، رويكرد و نقش سايت را تعيين مي‌كند؛ روش يا چگونگي پيدا كردن اطلاعات را در قالب تعريف روش سازماندهي، پيمايش، برچسب‌ها، سيستم‌هاي جستجو، دقيقاً مشخص مي‌سازد؛ و چگونگي تنظيم و روزآمدسازي سايت را در طول زمان ارائه مي‌كند.
آنچه كه در اينجا اهميت دارد ارتباط بين دو حوزه علوم كتابداري و معماري اطلاعات مي‌باشد. «گارشول» (2004) در مقاله خود ضمن پرداختن به واژگان كنترل‌شده و استاندارد تاپيك‌مپ، ارتباط بين دو حوزه را بطور روشن شرح داده. وي معتقد است كه بسياري از فنون و ابزارهاي اصلي كه در حوزه معماري اطلاعات در جهت سازماندهي و ارائه اطلاعات به‌كار گرفته مي‌شوند در حوزه‌هاي ديگر، رشد و توسعه يافته‌اند و بيان مي‌كند كه بيش‌تر اين فنون سازماندهي (مثل نمايه‌ها، اصطلاحنامه‌ها، رده‌بندي‌ها، و ...) در حوزه علوم كتابداري پديد آمده‌اند.
يكي از فنون حوزه معماري اطلاعات كه اين ارتباط بين دو حوزه را بخوبي نشان مي‌دهد، استاندارد جديد «تاپيك‌مپ» مي‌باشد. اين استاندارد از يك ساختار اطلاعاتي بهره مي‌گيرد كه بر پايه فنون كتابداري بويژه اصطلاحنامه‌ها و نمايه‌هاي پايان‌ كتاب شكل گرفته است. از اين رو مقاله حاضر تلاش دارد ضمن توجه به فنون كتابداري و ارتباط آن با استاندارد تاپيك‌مپ ، به معرفي اين استاندارد و بررسي ساختار آن بپردازد.

2. پيشينه تاپيك‌مَپتاپيك‌مَپ استاندارد جديدي است كه براي سازماندهي و بازنمون اطلاعات و نيز براي تبادل مدل‌هاي اطلاعاتي ساخت‌يافته در حوزه معماري اطلاعات ارائه شده است. هدف تاپيك‌مَپ توصيف بهتر ساختارهاي دانش و پيونددادن آن‌ها به منابع اطلاعاتي است. طراحان تاپيك‌مپ معتقدند كه اين برنامه در مقايسه با ديگر سامانه‌هاي بازيابي اطلاعات، يك واسط گرافيكي بهتر و دقيق‌تر فراهم مي‌سازد و پرس وجوهاي اينترنتي را بهبود مي‌بخشد.
انگيزه اوليه ساخت استاندارد تاپيك‌مپ به اوايل دهه 1990 برمي‌گردد. در اين زمان تلاش‌ها بر اين بوده كه بتوانند همه نمايه‌هاي چاپي و غيرچاپي (مثل فهرست‌هاي مندرجات، واژه‌نامه‌ها، اصطلاحنامه‌ها و ارجاعات متقابل) را درهم ادغام كنند. هدف، ايجاد روشي بوده كه دستيابي به اطلاعات را براساس مدل دانش موجود در منبع اطلاعاتي، فراهم سازد. در اين ميان تلاش «گروه داونپورت»[2] قابل ذكر است. هدف اصلي «گروه داونپورت» طراحي روش‌هايي بود كه امكان تبادل مستندات رايانه‌اي را فراهم سازد. سيستم «تعريف نوع سند»[3] كه بطور گسترده در ساخت مدارك «اس‌جي‌ام‌ال» و «ايكس‌ام‌ال» مورد استفاده قرار مي‌گيرد، در نتيجه تلاش‌هاي اين گروه به‌دست آمده است.
بعد از چند سال تلاش و توسعه در اين زمينه، سرانجام استاندارد تاپيك‌مپ با حمايت‎هاي كميته مسئول استاندارد «هاي‌تايم‌اس‌جي‌ام‌ال»[4] و ديگر استانداردهاي مرتبط ايزو و مجامع كاربرد استاندارد «هاي تايم» در سازمان جهاني استاندارد (ايزو)، در سال 1999 با عنوان استاندارد «ايزو 3250» به تصويب نهايي رسيد. درحال حاضر استاندارد تاپيك‌مپ بطور منظم با حمايت‎هاي سازمان جهاني استاندارد و ديگر شركت‎ها و سازمان‎هاي مرتبط، ويرايش و منتشر مي‎گردد.
آنچه كه بعد از طي ده سال به استاندارد تاپيك‌مپ انجاميده است از مفاهيم پايه و اصلي موجود در ساختار نمايه‎ها استخراج شده. تاپيك‌مپ از سه ساخت اصلي ـ تاپيك‎ها[5]، رابطه‎ها[6]، و وقوع‎ها[7]، شكل يافته كه برگرفته از ساختار نمايه‎هاي پايان كتاب و اصطلاحنامه مي‎باشد. نمودار 1 اين سه ساخت تاپيك‌مپ را نشان مي‎دهد.
تاپيك‎ها: مفاهيم را نشان مي‎دهند.
وقوع‎ها: منابع اطلاعاتي هستند كه تاپيك‎ها در آن‌ها رخ داده‌اند.
رابطه‎ ها: روابط بين تاپيك‎ها را نشان مي‎دهند.

 نمودار 1   نمايشي از سه ساخت تشكيل دهنده تاپيك‌مپ

در تهيه و توسعه استاندارد تاپيك‌مپ علاوه بر سازمان جهاني استاندارد، مراكز مستقل ديگري نيز فعاليت مي‎كنند كه از مهم‌ترين آن‌ها مي‎توان به «سازمان تاپيك‌مپ»[8] و «شركت آنتوپيا»[9] اشاره نمود.
سازمان تاپيك‌مپ يك كميسيون مستقل، متشكل از چندين گروه است. هدف اصلي
آن‌ها توسعه تاپيك‌مپ و آماده‌سازي آن براي به‌كارگيري در محيط وب مي‎باشد. سازمان در اين راستا توانسته است با استفاده از زبان «ايكس‌ام‌ال»، ساختار نحوي جديدي با عنوان[10] «ايكس‌تي‌ام» براي استاندارد تاپيك‌مپ به منظور استفاده در محيط وب تهيه نمايد. برنامه «ايكس‌تي‌ام» در سازمان استاندارد جهاني نيز مورد بررسي قرار گرفته و بعد از تصويب، بخشي از استاندارد تاپيك‌مپ را كه در سال 2002 منتشر شد، تشكيل داده است.
«شركت آنتوپيا» به تهيه نرم‎افزارهاي مختلف در قالب برنامه تاپيك‌مپ مي‎پردازد و تاكنون نرم‎افزارهاي مختلفي را براي مجموعه‎هاي اطلاعاتي مختلف تهيه نموده است. اين شركت بطور منظم استاندارد تاپيك‌مپ را مطالعه مي‌نمايد و همايش‎هاي متعددي را برگزار مي‎كند. سايت اين شركت، يكي از منابع مهم براي آشنايي مفصل با اين استاندارد به شمار مي‎رود و مقاله‎ها، گزارش‎ها و اطلاعات كنفرانس‎هاي برگزارشده در اين زمينه را دسترس قرار مي‎دهد.
با وجود مطالعات گسترده‌اي كه در خارج انجام شده، به نظر مي‎رسد كه در داخل ايران هنوز به اين موضوع پرداخته نشده و  اين مقاله مي‎تواند توجه‎ها را به اين حوزه جلب نمايد.
 
3. ساختارهاي دانش و مديريت اطلاعاتدر اين بخش و قبل از بحث درباره موضوع تاپيك‌مپ، برخي ابزارهاي پيمايش سنتي مثل نمايه‎ها، واژه‎نامه‎ها و اصطلاحنامه‎ها در ارتباط با تاپيك‌مپ مورد بررسي قرار مي‎گيرند.
واژه «نمايه» داراي معاني بسياري است. منظور از نمايه در اينجا نمايه‎هاي موجود در كتاب‌ها و معمولاً نمايه‎هاي پايان كتاب است. تعريف نمايه از اين نظر عبارت است از «فهرستي الفبايي از نام‎ها، مكان‎ها و موضوعات و ...، همراه با نشانه‎هاي ارجاعي به مطالب مربوط» يك نمايه سنتي نشان‌‎دهنده نقشة‎ دانشي است كه در منبع يا كتاب مربوط آمده است. به عنوان مثال در نمايه پاياني كتاب «شناختي از دانش‎شناسي» اصطلاحات زير همراه با ارجاع به صفحات مربوط، ذكر شده‌اند:
پاداش: 193-199
پارشمن: 45
پاسكال: 99
اجزاي اصلي تشكيل‌دهنده اين نمايه يا هرنمايه ديگر عبارت‌اند از: فهرست الفبايي نام تاپيك‎ها (موضوعات)، و  ارجاعات مربوط به محل وقوع اين تاپيك‎ها (موضوعات).
علاوه بر اين، نمايه‎ها ويژگي‎هاي ديگري نيز دارند: يك كتاب ممكن است داراي چندين نمايه (مثل نمايه نام‎ها، مكان‎ها، و موضوعات) باشد. اين سازو و كار اين امكان را فراهم مي‎سازد كه جستجوگر، انواع مختلف تاپيك‎هاي موجود در يك يا چند نمايه مشابه را جستجو كند؛ هم‌نگاره‌ها با استفاده از عبارت‎هاي توضيحي در داخل پرانتز از هم متمايز مي‎گردند؛ جاينماها[11] يا مكانياب‌ها (شماره‎هاي صفحه) ممكن است به شكل‎هاي مختلف در نمايه نمايش داده شوند (مثلاً زيرنويس را نيز مشخص كنند)، يا داراي ارجاعات «نگاه كنيد» يا «نيز نگاه كنيد» به اصطلاحات مرتبط باشند.
بنابراين ويژگي‎هاي اصلي يك نمايه سنتي عبارت‌اند از تاپيك‎ها[12] (كه بوسيله نام خود، قابل تشخيص هستند)، روابط بين تاپيك‎ها، و وقوع‎هاي تاپيك‎ها (كه بوسيله جاينماها مشخص مي‎شوند). اين ويژگي‎هاي اصلي در ساختار نمايه‎ها، ويژگي‎هاي اصلي ساختار تاپيك‎مَپ را نيز تشكيل مي‎دهند.
واژه‎نامه‎ها، اساساً فهرستي از اصطلاحات و تعاريف را ارائه مي‎دهند. به عبارتي مي‎توان گفت كه واژه‎نامه‎ها به عنوان نوعي نمايه، تنها داراي يك نوع «وقوع» مي‎باشند و آن، تعاريف مربوط به هر واژه است.
مانند نمايه، در واژه‎نامه ممكن است از ارجاعات «نگاه كنيد به» و «نيز نگاه كنيد به» هم استفاده شود، و  اصطلاحات اضافي مثل تلفظ‎هاي اصطلاحات را نيز دربربگيرد. عناصر كليدي واژه‎نامه‎ها، نام تاپيك‎ها و تعاريف مربوط هستند.
اصطلاحنامه، ديگر جنبه‎هاي يك نمايه را مورد تأكيد قرار مي‎دهد. اصطلاحنامه‎ها اساساً شبكه‎اي از اصطلاحات مرتبط با هم را در درون يك حوزه خاص نشان مي‎دهند. اگرچه در مواقعي تعاريف و كاربردهاي اصطلاحات را نيز پوشش مي‎دهند، اما ويژگي اصلي يك اصطلاحنامه، تعيين روابط دقيق بين اصطلاحات مي‎باشد؛ يعني يك اصطلاح در درون شبكه نسبت به ديگر اصطلاحات در مرتبه‎هاي اعم، اخص و وابسته قرار مي‎گيرد. مثلاً، به روابط اصطلاح «زبانشناسي رايانه‎اي» در اصطلاحنامه «اينسپك» در اينجا نگاه مي كنيم.
 
4. زبانشناسي رايانه‎ايبه‌جاي. زبانشناسي آماري
زبانشناسي رياضي
كاربردشناسي (زبان برنامه‎نويسي)
معناشناسي (زبان برنامه‎نويسي)
نحو (زبان برنامه‎نويسي)
ا خ معناشناسي (زبان برنامه‎نويسي)
ا ع نظريه محاسبه
ا و ترجمه زبان
دستور زبان‎ها
زبانشناسي
تفاوت اصلي كه روابط موجود در يك اصطلاحنامه را از روابط موجود در ديگر نمايه‎ها و واژه‎نامه‎ها متمايز مي‌كند، اين است كه در اصطلاحنامه، روابط «نوع‎بندي» مي‌شوند؛ يا به عبارتي، نوع روابط دقيقاً تفكيك و مشخص مي‎گردد. اين ويژگي به اين دليل با اهميت است كه نه‌تنها ارتباط بين دو اصطلاح دقيقاً مشخص شده، بلكه چگونگي و چرايي ارتباط نيز دقيقاً تعريف مي‎شود. علاوه بر اين، گروه‎بندي اصطلاحات مرتبط با يكديگر نيز انجام مي‎شود و اين قابليت‎، جستجو و پيمايش اصطلاحات را آسان‌تر مي‎سازد.

5. شبكه‌هاي معنايينمايه‎ها، واژه‎نامه‎ها و اصطلاحنامه‎ها همگي ابزارهاي معنايي هستند كه ساختارهاي دانش را كه در كتاب‎ها و ديگر منابع اطلاعاتي وجود دارند بازنمايي مي‎كنند. در حوزه هوش مصنوعي نيز نياز به نمايش و بازنمايي دانش وجود دارد تا از اين طريق بتوان برقراري ارتباط بين انسان و ماشين را تقويت نمود. يكي از ساختارهاي نمايش دانش كه بطور گسترده در حوزه هوش مصنوعي مورد استفاده قرار مي‎گيرد، نمودار يا گراف‎ مفهومي[13] است. اجزاي تشكيل‌دهنده اين گراف‎ها «مفاهيم» و «روابط مفهومي» هستند (سووا، 1984). گراف مفهومي يك سيستم يا نظام منطقي است كه براساس گراف‌هاي وجودي[14] (هستي‌شناختي) «چارلز ساندرز پايرس»[15] و شبكه‌هاي معنايي هوش مصنوعي شكل گرفته است. گراف مفهومي، معنا و مفهوم را به شكلي ارائه مي‌كند كه از نظر منطقي دقيق، قابل خواندن بوسيله انسان، و از نظر محاسبه‌اي يا رايانه‌اي، قابل كنترل باشد. گراف مفهومي از جنبه زباني به عنوان يك زبان مياني، صورت‌گرايي‌هاي رايانه‌محور را به زبان طبيعي يا از زبان طبيعي به صورت‌گرايي‌هاي رايانه محور ترجمه مي‌كند و از جنبه نمايش گرافيكي، نقش يك زبان صوري را براي بيان خصوصيات به شكل گرافيكي بازي مي‌كند. گراف‌هاي مفهومي در بازيابي اطلاعات، طراحي پايگاه داده‌ها، سيستم‌هاي خبره و پردازش زبان طبيعي كاربرد دارند. مثلاً در گراف مفهومي عبارت «علي در زد» در شكل 2، كروشه‌ها مفاهيم «شخص» (علي)، «فعل» (زد) و  «مفعول» (در)، و پرانتزها روابط «فاعل» و «مفعول» را نشان مي‌دهند.
نمودار2 يك گراف مفهومي

اولين نوع از اين نوع گراف‌ها، گراف وجودي است كه توسط «چارلز ساندرز پايرس» در قرن نوزدهم ابداع شد. گراف وجودي يك نوع نشان‌گذاري نموداري يا بصري براي عبارت‌هاي منطقي بود. البته كامل‌ترين طرح، همان طرح گراف مفهومي است كه توسط «جان سووا» و همكارانش ابداع شد.
تاكنون ساختارهاي مفهومي مشابه بسياري در فرم‎ها و شكل‎هاي مختلف تحت نام‎هايي مثل «شبكه‎هاي معنايي»[16]، «شبكه‎هاي انجمني»[17]، «شبكه‎هاي تقسيم‎بندي شده»[18] و «نقشه‎هاي مفهومي يا نقشه‎هاي دانش» در بسياري از سيستم‎هاي هوش مصنوعي به اجرا درآمده‌اند. شبكه معنايي يك صورت‌گرايي نمايشي است كه در حوزه پژوهش هوش مصنوعي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. شبكه معنايي از گره‌ها و پيوندها تشكيل شده است. «گره‌ها» معمولاً شئ ها، مفاهيم يا موقعيت‌هاي درون يك حوزه، و «پيوندها» روابط بين اين گره‌ها را نشان مي‌دهند. مثلاً در جمله «كتابداري علم است»، «كتابداري» و «علم» به عنوان دو گره و فعل ربطي«است» بيانگر پيوند دو گره مي‌باشند. از آنجا كه مدل پايه شبكه‎هاي معنايي بسيار شبيه مدل‎هاي مربوط به ساختار نمايه‎ها است، تركيب دو رهيافت شبكه‌هاي معنايي و نمايه‌ها فوايد بسياري در مديريت اطلاعات و مديريت دانش به ارمغان مي‌آورد. اين تركيب چيزي است كه استاندارد جديد تاپيك‌مپ به آن رسيده است، يعني استاندارد تاپيك‌مپ با افزودن محور «تاپيك/ وقوع» (مثل نمايه‌ها) به مدل «تاپيك/ رابطه» (مثل گراف‌هاي مفهومي)، شكاف موجود بين نمايش دانش وحوزه مديريت اطلاعات را برطرف ساخته است. به عبارت ديگر، تاپيك مَپ علاوه بر نشان‌دادن مفاهيم و روابط آن‌ها تلاش مي‌كند مفاهيم را به محل وقوع آن‌ها پيوند دهد.

6. تاپيك‌مپ و ساختار آنهمانطور كه در مطالب قبل بيان شد، در ساختار تاپيك‌مپ(ها) سه ساخت اصلي وجود دارد كه عبارت‌اند از: تاپيك‎ها، رابطه‎ها، و وقوع‎ها.
در اينجا اين سه ساخت و برخي مسائل مربوط به اين ساخت‎ها شرح داده مي‎شوند.
6-1. تاپيك‎ها
تاپيك بنيادي‎ترين مفهوم در همه ساختارها، بويژه در استاندارد تاپيك‌مپ مي‎باشد. يك تاپيك در عام‎ترين معاني خود، ممكن است به معناي هر چيز يا شيئي باشد (يك شخص، يك هويت، يك مفهوم، واقعاً هرچيزي)، بدون توجه به معاني يا هر خصوصيت ويژه ديگري كه دارد.
نكته قابل توجه كه در اينجا به‌ناچار بايد به آن اشاره گردد در مورد دو واژه «تاپيك» و «موضوع» در استاندارد تاپيك‌مپ است. واژه «تاپيك» تفاوتي مهم و در عين حال بسيار ظريف با واژه «موضوع» دارد. بايد توجه داشت كه واژه «موضوع» به چيزهايي اشاره دارد كه در دنياي واقعي يا خارجي موجوديت دارند، درحالي كه واژه «تاپيك» فقط در درون استاندارد تاپيك‌مپ معنا پيدا مي‎كند و در حقيقت به عنوان نماينده، يا جانشين براي نشان دادن موضوعات در اين استاندارد، به‌كار مي‎رود و يك نام قراردادي است. به عبارتي تاپيك در استاندارد تاپيك‌مپ، همان سايه «موضوع» است. در متن استاندارد تاپيك‌مپ نيز آمده است كه «قلب نامرئي هر پيوند تاپيك را «موضوع» مي‎سازد كه نويسنده در هنگام ساخت استاندارد در ذهن خود دارد...»
با اين حال، رابطه‎اي يك به يك[19] بين تاپيك‎ها و موضوع‎ها وجود دارد، به اين معنا كه هر تاپيك نشان‌دهنده يك موضوع منفرد است و هر موضوع به‌وسيله يك تاپيك منفرد نشان داده مي‎شود. مثلاً در متن يك كتاب ادبي، تاپيك‎ها ممكن است نشان‌دهنده موضوعات «گلستان»، «سعدي»، «شيراز»، «ايران» و... باشند، يعني تاپيك مي‌تواند به‌جاي هر چيزي كه در آن متن ادبي ممكن است مدخلي داشته باشد، قرار گيرد. نمودار 3  تصوير تاپيك‎ها را نشان مي‎دهد.
 
نمودار3    تاپيك‎ها (دايره‌هاي توپر) موضوعات (ايران،گلستان، و...) را نشان مي‌دهند

6-1-1. نوع تاپيك: تاپيك‎ها برطبق نوع خود، قابل مقوله‎بندي هستند. اين ويژگي، تفكيك نوع تاپيك‎ها برابر با ويژگي مقوله‎بندي در نمايه‎هاي چندگانه در يك كتاب مي‎باشد (مثل نمايه نام‎ها، نمايه آثار، نمايه مكان‎ها، و...). بنابراين براساس مثال قبل «سعدي» يك تاپيك از نوع «نويسنده»، «گلستان» يك تاپيك از نوع «كتاب»، «ايران» يك تاپيك از نوع «كشور»، و «شيراز» يك تاپيك از نوع «شهر» مي‎باشد. به عبارتي، رابطه بين يك تاپيك و نوع آن، يك رابطه مصداق - نوع[20] است. البته آنچه كه فرد به عنوان تاپيك در هر كاربرد ويژه انتخاب مي‎نمايد، برطبق نيازهاي كاربردي، ماهيت اطلاعات، و نوع استفاده از تاپيك‌مپ، ممكن است متفاوت باشد.
مثلاً: در يك اصطلاحنامه، تاپيك‎ها نشانگر اصطلاحات، معاني و دامنه‎ها هستند؛ در مستندات نرم‎افزاري تاپيك‎ها ممكن است نقش‎ها، متغيرها، اشيا و روش‎ها را نشان دهند؛ در نشر حقوقي، قوانين، موارد حقوقي، دادگاه‌ها، مفاهيم و مفسران مي‎توانند به عنوان تاپيك فرض شوند؛ در مستندات فني، تاپيك‎ها مي‎توانند به جاي اجزا، تهيه‎كنندگان، رويه‎ها، شرايط خطا، و... بنشينند.
نوع تاپيك‎ها، خود در استاندارد تاپيك‌مپ به عنوان تاپيك درنظر گرفته مي‎شوند؛ يعني مي‎توان «شهر»، «كشور» و «نويسنده» را كه در اين مثال تعيين‌كننده نوع تاپيك‎هاي مربوط بودند در جاي خود، تاپيك تصور نمود. در اين صورت، با استفاده از مدل تاپيك‌مپ مي‎توان درباره آن‌ها اطلاعات زيادي ارائه كرد. نمودار 4 نوع‎‎بندي تاپيك‎هاي نمودار 3 را نشان مي‎دهد.
 

 نمودار4    نوع‎بندي تاپيك‎ها به صورت ستاره، مربع، دايره توپر

تاپيك‎ها داراي سه خصيصه هستند كه عبارت‌اند از: نام‎، وقوع، و نقش‎ در روابط.
6-1-2. نام تاپيك: در حالت عادي همه تاپيك‎ها نام‎هاي مشخص و روشني دارند. و اين نام‎ها باعث مي‎شوند درباره تاپيك‎ها راحت‌تر صحبت كرد. با اين حال، تاپيك‎ها هميشه داراي نام مشخصي نيستند، مثلاً يك ارجاع ساده «نگاه كنيد به صفحه 97» پيوندي براي يك تاپيك مي‎باشد كه هيچ نام مشخصي ندارد. نام‎ها ممكن است در هر شكل و فرمي (مثل نام‎هاي رسمي، نام‎هاي نمادين، القاب، نام‎هاي خودماني، نام‎‎هاي روزانه، اسم رمز ورود و...) در اين استاندارد، ظاهر شوند. استاندارد تاپيك‌مپ اين ادعا را ندارد كه همه نام‎ها را، در هر شكل يا فرم تحت پوشش در مي‌آورد. اما به اين نياز اشاره مي‎كند كه برخي شكل‎هاي نام‎‎ها (كه از نظر معنا‎شناسي در سطح جهان داراي اهميت ويژه و شناخته‌شده هستند) بايد در قالب يك شيوه استاندارد تعريف شوند تا بتوان از آن‌ها در كاربردهاي مختلف استفاده كرد- اگر چه بنا را بر آزادي و انعطاف كامل در تعريف انواع نام كاربرد – خاص، مي‌گذارد.
استاندارد تاپيك‌مپ، امكاناتي فراهم مي‎سازد تا به يك تاپيك منفرد، نام‎هاي پايه و چندگانه اختصاص يابند و صورت‎هاي گوناگوني از هر نام پايه، براي استفاده در پردازش متون يا محتواهاي خاص فراهم ‌آيند. مثلاً املاهاي متفاوت نام‎ها، يا نام‎هاي متفاوتي كه يك تاپيك ممكن است در بين جامعه داشته باشد در استاندارد تاپيك‌مپ قابل نمايش است. نمودار 5  اين ويژگي‎ نام‎هاي تاپيك را نشان مي‎دهد.

 نمودار 5 نام‌ها واملاهاي متفاوت نام تاپيك‌ها  

از اين قابليت تعيين بيش از يك نام تاپيك، مي‎توان در نشان دادن كاربردپذيري نام‎هاي متفاوت در متون متفاوت يا دامنه‎هاي متفاوت (مثل. زبان، سبك، حوزه، ناحيه جغرافيايي، دوره تاريخي) استفاده كرد. اين امر نشان‎دهنده محدوديت در نام‎گذاري تاپيك‎ها[21] است، زيرا هميشه اين امكان وجود ندارد كه دو موضوع دقيقاً يك نام پايه يكسان در دامنه يكسان داشته باشند.
6-2. وقوع‎ها
يك تاپيك با يك يا چند منبع اطلاعاتي كه موضوع تاپيك در آن‌ها رخ داده متصل است يا پيوند دارد، به اين منابع اطلاعاتي «وقوع»‎هاي تاپيك گفته مي‎شود. يك وقوع مثلاً عبارت‌ است از يك تك‌كتاب درباره يك تاپيك خاص، يك مقاله در دايره‎المعارف درباره تاپيك، يك تصوير يا نمايش ويديويي، يك جمله، يك ديدگاه در يك متن، يك تفسير (اگر تاپيك، قانون باشد)، يا هر نوع ميزباني كه در آن منبع، اطلاعاتي مرتبط با موضوع تاپيك وجود دارد.
امروزه بيش‌تر سيستم‎ها براي ساختن نمايه‎هاي دستي از برخي شكل‎هاي نشانه‎گذاري تعبيه‌شده در مدرك استفاده مي‎كنند. يكي از مزيت‎هاي استفاده از تاپيك‌مپ اين است كه براي نمايه‎سازي، نيازي به لمس خود مدارك نمي‎باشد. نمودار 6 تصويري از وقوع‎ها و تاپيك‌ها را نشان مي‎دهد.

نمودار6    نمودي از وقوع‎ها، تاپيك‌ها و مدارك

6-3. رابطه
همه ساخت‎ها يا  اجزايي كه تاكنون مورد بحث قرار گرفتند از خصيصه‎هاي تاپيك‎ها  به
عنوان اصل اساسي سازماندهي اطلاعات مي‎باشند. مفاهيم «تاپيك»، «نوع تاپيك»، «نام‎ها» و «وقوع» اين امكان را فراهم مي‎سازند كه منابع اطلاعاتي را بتوان برطبق تاپيك‎ها (يا موضوعات تاپيك‎ها) سازماندهي نمود و نمايه‎هايي ساده به‌وجود آورد.
با اين حال، يك مسئله جالب، توصيف «روابط» بين تاپيك‎ها است. به همين خاطر استاندارد تاپيك مَپ، ساخت ديگري به نام «رابطه» فراهم مي‌سازد. ساخت رابطه، در واقع رابطه و پيوند بين دو يا چند تاپيك را نشان مي‎دهد. مثلاً رابطه‌هاي ميان تاپيك‌هاي موضوع در گلستان، سعدي، شيراز و ايران، به‌صورت خطوط قوسي‌شكل در نمودار 7 نشان داده شده‌اند.
1. كتاب گلستان توسط سعدي نوشته شده است.
2. سعدي در شيراز به دنيا آمده است.
3. شيراز در ايران قرار دارد.

نمودار 7   نمايش رابطه بين تاپيك‎ها با خطوط قوسي‌شكل

مانند تاپيك‎ها و وقوع‎ها، رابطه‎ها نيز قابل مقوله‎بندي هستند. نوع رابطه‎هايي كه در مثال قبل ذكر شدند به‌وسيله عبارت‎هاي نوشته‎شده، متولد شده، قرار دارد مشخص هستند. همان‌طور كه در مورد نوع تاپيك‎ها گفته شد، نوع رابطه‎هاي موجود بين تاپيك‎ها نيز ممكن است تاپيك باشند. هر تاپيكي كه در يك رابطه شركت دارد، يك نقش در آن رابطه بازي مي‌كند كه نقش «رابطه» ناميده مي‌شود. در مورد رابطه «سعدي در شيراز به دنيا آمده است» سعدي نقش «شخص» و شيراز نقش «مكان» را دارد، يا در جمله ديگر سعدي شخص «نويسنده» و گلستان يك «كتاب» است.
اين قابليت تفكيك نوع رابطه‎ها، قدرت توصيفي تاپيك‌مپ را تاحدود زيادي افزايش مي‎دهد و باعث مي‎شود كه مجموعه تاپيك‎هايي كه داراي رابطه‎هاي يكسان با هر نوع تاپيك مشخص هستند، با هم در يك گروه قرار بگيرند. اين قابليت از اهميت بالايي برخوردار است، زيرا واسط‎هاي كاربرپسند و شهودي براي مرور و پيمايش پيكره‎هاي بزرگ اطلاعاتي فراهم مي‌نمايد.
نكته مهم ديگر در مورد تاپيك‌مپ اين است كه روابط تاپيك‎ها و ارجاعات متقابل عادي، وقتي كه به صورت فراپيوند ظاهر مي‎شوند، تفاوت بسياري با هم دارند؛ يعني در يك ارجاع متقابل، دو سر پيوند در درون منابع اطلاعاتي رخ مي‎دهند (اگرچه ممكن است خود پيوند در خارج آن نيز رخ دهد)، در حالي‌كه روابط بين تاپيك‎ها كاملاً مستقل از منابع اطلاعاتي هستند. يعني چه منابع اطلاعاتي وجود داشته باشند يا نداشته باشند، روابط تاپيك‎ها به عنوان وقوع‎هاي آن تاپيك‎ها درنظر گرفته مي‎شوند. به عبارت ديگر، تاپيك‌مپ(ها) به خودي خود داراي ارزش اطلاعاتي هستند بدون توجه به اين‌كه تاپيك‎ها به منابع اطلاعاتي متصل باشند يا نباشند. يعني دانستن اين‌كه «سعدي در شيراز به دنيا آمده است»، «كتاب گلستان را سعدي نوشته است» و... در جاي خود داراي ارزش اطلاعاتي، و ارزشمند هستند.
همچنين به علت جدايي بين منابع اطلاعاتي و مدل تاپيك‌مپ، تاپيك‌مپ‎هاي مشابه را مي‎توان در پيكره‎هاي اطلاعاتي متفاوت به‌كار گرفت، و تاپيك‌مپ‎هاي متفاوت را نيز در پيكره‎هاي اطلاعاتي مشابه مورد استفاده قرار دارد. اين ويژگي‌ها در حقيقت از تاپيك‌مپ‎ها يك شبكه معنايي قابل انتقال مي‌سازند كه قابل كاربرد در پيكره‎هاي اطلاعاتي مختلف مي‎باشند.

7. هويت موضوعي، چهريزه[22] و دامنه[23] در استاندارد تاپيك‌مپبه منظور حصول اطمينان از بازيابي كل دانش مربوط به يك موضوع خاص بوسيله يك تاپيك، هدف تاپيك‌مپ رسيدن به يك رابطه يك‌به‌يك بين تاپيك و موضوعات مربوط است. با اين حال، گاهي يك موضوع واحد به‌وسيله بيش از يك تاپيك نمايش داده مي‌شود، بويژه وقتي كه دو الگوي تاپيك‌مپ با هم ادغام مي‌شوند. در چنين شرايطي ضروري است كه روش‌هايي را براي تعيين هويت‌هاي بين دو تاپيك به‌ظاهر جدا‌ازهم، ايجاد نمود. مثلاً، اگر ناشران آثار مرجع از كشورهاي ايران، فرانسه، آلمان تصميم بگيرند تاپيك‌مپ‌هاي خود را در هم ادغام كنند، بايد روشي وجود داشته باشد كه نشان دهد مثلاً تاپيك‌هاي «تهران»، «طهران»، «تهراني» همگي به يك موضوع يكسان ارجاع مي‌دهند. مفهومي كه اين كار را در تاپيك‌مپ انجام مي‌دهد «هويت موضوعي»[24] است.
وقتي كه موضوع، يك منبع اطلاعاتي آدرس‌پذير[25] يا يك موضوع آدرس‌پذير باشد، هويت آن به‌طور مستقيم از طريق آدرس خود آن، مشخص مي‌شود. با اين حال بيش‌تر موضوعات (مثل ايران، سعدي، يا مفهوم گلستان) بطور مستقيم آدرس‌پذير نيستند. اين مشكل با به‌كارگيري نشانگرهاي موضوعي يا «توصيفگرهاي موضوعي»[26] در استاندارد ايزو 13250 برطرف مي‌شود. نشانگر موضوعي[27]، يك نشان يا آدرس مثبت و مشخص را در مورد هويت موضوعي آن منبع فراهم مي‌كند.
چهريزه‌ها در استاندارد تاپيك‌مپ سازوكاري را فراهم مي‌سازند كه بتوان به منابع اطلاعاتي، زوج‌هاي خصيصه - ارزش[28] اختصاص داد. چهريزه‌ها در حقيقت خصيصه‌هاي منابع اطلاعاتي هستند و ارزش‌هاي منابع، ارزش‌هاي چهريزه‌اي ناميده مي‌شوند. چهريزه‌ها براي تهيه نوعي ابرداده مورد استفاده قرار مي‌گيرند و از طريق زبان‌هاي «اس‌جي‌ام‌ال» و «ايكس‌ام‌ال» تهيه مي‌شوند. اين چهريزه‌ها ممكن است شامل خواص زبان، امنيت، كاربردپذيري، سطح كاربر، و... باشند. بنابراين هدف چهريزه‌ها افزودن يك صفت يا خصيصه يا مشخصه به منابع اطلاعاتي است.
مدل تاپيك‌مپ سه چيز را درباره هر تاپيك خاص فراهم مي‌كند: نام‌ها، رابطه‌ها، و وقوع‌ها. اين سه نوع اطلاعات در مجموع، خصيصه‌هاي تاپيك ناميده مي‌شوند. اختصاص اين خصيصه‌ها به تاپيك هميشه درون يك بافت، زمينه يا دامنه مشخص انجام مي‌شود. با اين حال ممكن است خصيصه‌هاي يك تاپيك براي استفاده‌كنندگان، مبهم يا مشخص باشد. مثلاً در اين مقاله درباره كتاب گلستان صحبت شد. پس خوانندگان براساس توضيحات موجود در متن، آن را كاملاً خواهند شناخت. اما همين كلمه «گلستان» ممكن است براي يك نانوا مفاهيم ضمني ديگري داشته باشد. اين مسئله در استاندارد تاپيك‌مپ با مشخص كردن دامنه تاپيك‌هاي مبهم براساس خواص تاپيك، برطرف مي‌شود.
البته بايد توجه داشت كه دامنه و چهريزه‌ها با هم تفاوت دارند. دامنه، يك سازوكار فيلترينگ است كه براساس خواص تاپيك‌ها عمل مي‌كند، و چهريزه‌ها براساس خواص خود منابع اطلاعاتي و در حقيقت نوعي ابرداده براي منابع اطلاعاتي مي‌باشند. مطالب مربوط به ساخت‎هاي تاپيك‌مپ از مقاله «پپر» (2002) استخراج شده‌اند.
آنچه كه در اين جا درخصوص استاندارد تاپيك‌مپ آمد، مقدمه‎اي غير فني است كه به زبان ساده براي آشنايي با اين موضوع انتخاب شده است زيرا بحث تاپيك‎مَپ بسيار فني، گسترده و نيازمند تحقيق و مطالعه بسيار بيش‌تر به منظور استفاده در محيط‎هاي اطلاعاتي است.

8. نتيجه‌گيريپايه و اساس  استاندارد تاپيك‌مپ به عنوان روشي براي نمايش ساختارهاي دانش، بر نمايه‌هاي سنتي آخر كتاب‌ها يا اصطلاحنامه‌ها استوار است. اين امر نشان‌دهنده ارتباط نزديك دو حوزه علوم كتابداري و حوزه معماري اطلاعات است. بنابراين از رابطه بين تاپيك‌مپ‌ها و فنون كتابداري چنين برمي‌آيد كه مي‌توان نمايه‌هاي سنتي، بويژه اصطلاحنامه‌ها را در بستر استاندارد تاپيك‌مپ پياده ساخت و در محيط پيچيده اطلاعاتي جديد، براي مديريت اطلاعات و دانش به‌كار برد.
 
9. منابع:1. ابرامي، هوشنگ. (1378). شناختي از دانش‎شناسي (علوم كتابداري و دانش‎رساني). به كوشش رحمت‎ا… فتاحي. تهران: كتابدار.

1. Garshol, M. L. (2004). Metadata? Thesauri? Taxonomies? Topic Maps! Making sense of it all. Journal of information science, 30(4), 378-391.
2. INSPEC Thesaurus. (1999). Stevenage: The Institution of Electrical Engineers.
3. Ontopia: Learn more about topic maps. (n.d.). Retrieved December 8, 2004, from
http://www.ontopia.net/topicmaps/learn_more.html
4. Pepper, S., & Rath, H. H. (1999). Topic maps: Introdution and Allegro. In Proceedings of Markup Technologies 99 Conference. GCA, Alexandria, VA. Retrieved December 8, 2004, from
http://www.ontopia.net/topicmaps/materials/allegro.pdf
5. Pepper, S. (2002). The TAO of Topic Map. Retrieved December 8, 2004, from
http://www.ontopia.net/topicmaps/materials/tao.html
6. Rosenfeld, L., & Morville, P. (1998). Information Architecture for the World Wide Web. Sebastopol, CA: O'Reilly.
7. Sowa, J. (1984). Conceptual Structures. Reading Mas: Addison Wesley.
8. Sowa, J. (2000) Knowledge Representation: Logical, Philosophical and Computational Foundations. Pacific Grove, CA: Brooks/Cole.
9. Topic Map.org. (2000). Retrieved December 8, 2004, from
www.topicmaps.com
10. Wurman, R. S., & Bradford, P. (Eds.). (1996). Information Architects. Zurich: Graphis Press.
11.Wyllys, R. E. (2000). Information Architecture. Retrieved December 8, 2004, from Graduate School of Library and Information Science at UT-Austin Web site:
http://www.gslis.utexas.edu/~l38613dw/readings/InfoArchitecture.html

پي‌نوشت‌ها
 1. براي اصطلاح topic map مي توان معادل «نقشه موضوعي يا مفهومي» را به‌كار برد. با اين حال نگارنده ترجيح مي‌دهد به‌دليل خاص‌بودن اصطلاح تاپيك‌مَپ و جهت درك آسان‌تر آن، اصطلاح تاپيك‌مَپ را در متن مقاله به‌كار برد.
[2]. Dovenport Group
[3]. Document Type Definition (DTD)
[4]. Hy Time SGML
[5]. topics
[6]. associations
[7]. occurrences
[8]. Topic Map. org
[9]. Ontopia Company
[10]. XML Topic Map
[11]. locators

12. در استاندارد تاپيك مَپ، تاپيك يك نام يا شيء قراردادي است كه براي نشان دادن هر نوع موضوع به‌كار مي رود.
[13]. conceptual graphs
[14]. existential graphs
[15]. Charls Sanders Peirce
[16]. semantic networks
[17]. associative networks
[18]. partitioned networks
[19]. one-to-one relationship
[20]. instance-class relation
[21]. topic naming constraint
[22]. facete
[23]. scope
[24]. subject identity
[25]. addressable information source
[26]. subject descriptors
[27]. subject indicator
[28]. property-value pairs
 

تعداد بازديد اين صفحه: 125
خانه | بازگشت | ksguest (ksguest)

طراحی، پیاده سازی و اجرا توسط شبکه ملی مدارس ایران ( رشد )

www.roshd.ir Powered By Sigma ITID.