تاريخ و زمان
يكشنبه 17 فروردين 1399  
  جستجو
  بازديدها
تعداد بازديد از سايت: 301014
تعداد بازديد اين بخش: 9092
در امروز: 16
اين بخش امروز: 6

  درباره كتابداري
آموزش سواد اطلاعاتي: مفاهيم، روشها و برنامه ها - نويسنده (گان) : دكتر مهري پريرخ
چكيده :

نهادهاي علمي و آموزشي با تمام توش و توان و سرمايه مادي و معنوي خود و نيز با استفاده از معلمان و اساتيد و ابزارها و روشهاي مختلف در حال انتقال مفاهيم علمي و آموزشي به دانش آموزان و دانشجويان و طالبان علم و انديشه هستند و آنها را آماده زندگي در اجتماع و ساختن آينده مي سازند. در جهاني كه قدرت رقابت و بقا با دانش شهروندان آن سنجيده مي شود اما، تغييرات علمي و فرهنگي و اقتصادي و اجتماعي چنان شتاب گرفته اند كه نهادهاي علمي و آموزشي نمي توانند خود را با آن هماهنگ سازند و همه نيازهاي افراد و سازمان ها را با آموزش دهندآنها پاسخ دهند. امروزه، نظام هاي آموزشي دنيا براي غلبه بر مشكلات فوق و تربيت نسلي كه توانايي سازش با نيازهاي جامعه دانش محور و كسب قدرت لازم را داشته باشند ،آموزش سواد اطلاعاتي را در دستور كار خود قرار دارنددادند و آن را ابزار بقا در اين جهان متحول مي دانند.، تا بدين ترتيب دانش آموزان و دانشجويان خود را با تغييرات علمي و آموزشي و نيازهاي متغير كاري آشنا سازند.
گرچه اكنون ديگر عبارت "سواد اطللاعاتي" عبارت بيگانه اي براي حرفه مندان نيست، ولي به نظر مي رسد عملياتي كردن اين مفهوم به خصوص براي تدريس هنوز نياز به فعاليتهاي علمي زيادي دارد. هدف عمده اين اثر هموار كردن اين راه است.
اين اثر به زباني ساده درباره جنبه هاي گوناگون آموزش سواد اطلاعاتي است:
فصل اول درباره ارزش اطلاعات و اهميت سواد اطلاعاتي، مفاهيم سواد اطلاعاتي و كاربردها، ضرورت آموزش آن و نقش كتابداران در توسعه سواد اطلاعاتي است.
روند شكل گيري و توسعه گسترده سواد اطلاعاتي در جهان، علل عدم موفقيت برخي از فعاليتهاي آموزشي و موفقيت برخي ديگر، برخي از نهادها و ديدگاه هاي تأثير گذار بر شكل گيري سواد اطلاعاتي، آموزش مهارتهاي سواد اطلاعاتي به جاي آموزش استفاده كننده، سير تحول برنامه هاي آموزشي كتابخانه ها در ايران و آشنايي كتابخانه ها و كتابداران با مفاهيم سواد اطلاعاتي در فصل دوم مطرح مي شود.
فصل سوم اين كتاب به استانداردها و مهارتهاي پيش نياز سواد اطلاعاتي مانند آشنايي با سواد رايانه اي و فناوري اطلاعات، زبان انگليسي و مهارتهاي فكري مانند تفكر تحليلي و انتقادي اختصاص دارد.
در فصل چهار به كاربرد نظريه هاي يادگيري در آموزش سواد اطلاعاتي، برنامه ريزي براي آموزش سواد اطلاعاتي و انواع برنامه ها، سنجش نيازها، سنجش مهارتهاي پيش نياز، زمان، مكان، تجهيزات و نيروي انساني، هزينه ها، تبليغات و ارزيابي پرداخته شده است.
گرچه مطالب در چهار فصل و در پيوند با يكديگر آورده شده است، ولي طراحي فصلها به گونه اي صورت گرفته است كه هر فصل به تنهايي نيز بتواند كاربرد لازم را داشته باشد.
در ادامه فهرست مندرجات و فصل اول كتاب را مي خوانيد.






كليد واژه ها :سواد اطلاعاتي؛ آموزش؛ كتابداران



متن مقاله :

پيش گفتار
در سالهاي اخير، تحولات شگرفي در همه جنبه هاي زندگي انسانها، از جمله در حوزه اطلاعات و ارتباطات رخ داده است. توليد، انتقال، توزيع، تبديل و كاربرد اطلاعات به مدد فناوري هاي نوين افزايش فوق العاده اي يافته است. اين پديده مثبت و قابل تأمل است، اما بسياري از مردم براي يافتن و دسترسي به اطلاعات مناسب با مشكل بزرگي مواجه شده اند. حرفه كتابداري و اطلاع رساني، كه همواره در ايجاد راههاي مؤثر دسترسي به اطلاعات نقش اساسي داشته است، در رفع اين مشكل نيز پيشاهنگ بوده است. درباره علت تأليف اين كتاب و محتوا و اعتبار و ساختار آن مطالبي را در ادامه مي خوانيد.
پيشينه اين حرفه در دو قرن اخير حكايت از آن دارد كه كتابداران، به موازات وظيفه گردآوري و سازماندهي اطلاعات، به آموزش استفاده كنندگان كتابخانه و منابع اطلاعاتي نيز توجه نموده اند. يكي از زمينه هاي مورد توجه در آموزش استفاده كنندگان بايد "آموزش چگونه آموزش دادن" به كتابداران، يعني مدرسان اين امر باشد. در چند دهه اخير به آموزش كتابداران براي آموزش كاربران توجه خاصي شده است. اين توجه را مي توان در مقوله هايي چون برنامه هاي جديد درسي در دانشكده هاي كتابداري كشورهاي غربي، آموزش ضمن خدمت كتابداران و طرحهاي پژوهشي بخوبي مشاهده كرد.
بازنگري نقش كتابداران در محيط اطلاعاتي جديد و نيز برنامه آموزشي كتابداري و اطلاع رساني در مقطع كارشناسي در ايران نشان داد كه گنجانيدن درسي با عنوان "اصول و روش هاي آموزش سواد اطلاعاتي" بيش از پيش ضروري است. ارائه اين درس در گروه كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه فردوسي مشهد نيز با همين نگرش به تصويب رسيد و از نيمسال تحصيلي 1382 براي اولين بار در ايران توسط نگارنده تدريس شد.

اعتبار محتواي كتاب
نگارنده، خود از طراحان اين درس مي باشد و سالهاي متمادي كلاسها و كارگاههاي آموزشي سواد اطلاعاتي را در دانشگاه فردوسي مشهد براي دانشجويان كارشناسي و كارشناسي ارشد، استادان و كتابداران برگزار و تدريس كرده است. همچنين، دو پژوهش در رابطه با سواد اطلاعاتي كه با روش هاي پيمايشي و نيز تجربي انجام شد، پشتوانه فكري و علمي مناسبي براي تهيه اين اثر بوجود آورد.
اين كتاب ابتدا به صورت جزوه درسي به اولين گروه دانشجويان كتابداري و اطلاع رساني، كه دو كلاس مجزا را تشكيل مي دادند، ارائه شد. سؤالها و بحثهاي دانشجويان در كلاس، سمينارهاي كلاسي، تمرينها، نتايج ارزيابي مربوط به ميزان درك نظرات آنها نيز به تكميل مطالب و افزايش كاربرد آن در تدريس كمك كرد. بر اساس اطلاعات بدست آمده، ويرايش دوم جزوه تهيه شد. اين نسخه به دانشجويان كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه امام رضا (ع)، كه درسي مشابهي را در نيمسال اول سال تحصيلي 1386-1385 داشتند ارائه شد و به آزمون گذاشته شد. به استناد نظر مدرس اين درس در آن دانشگاه، جزوه مفيد بوده و به خوبي مورد استفاده قرار گرفته است. بنابراين، ارزشمندي محتواي جزوه با چند روش و در دو نوبت سنجيده شد.
با توجه به روند فوق براي كنترل كيفيت و كارآيي اين نوشته به نظر مي رسد كتاب حاضر مي تواند كتاب درسي مفيدي باشد. البته بايد اضافه كرد كه اين كتاب همانند بسياري از درسنامه هاي ديگر به تنهايي نمي تواند تمامي اطلاعات مورد نياز دانشجويان را در اين حوزه پوشش دهد. ولي مي تواند به عنوان منبع اصلي، كه رهنمودهايي براي محتوا و ساختار درس ارائه مي دهد، از آن استفاده شود. مدرس بايد با تغييرات علمي و فني همگام باشد و منابع اطلاعاتي كمكي نيز به دانشجويان معرفي كند.

محتوي و ساختار ارائه
اين كتاب حاوي جنبه هاي گوناگون آموزش سواد اطلاعاتي به كتابداران با زباني ساده است. و از چند ديدگاه مي تواند مفيد واقع شود: شناخت راه ها و روشهاي آموزش مهارتهاي اطلاع يابي، چگونگي ارزيابي و استفاده از اطلاعات، رعايت مسائل اخلاقي و اجتماعي مرتبط با دستيابي و استفاده از اطلاعات، و آگاهي از ويژگيهاي مدرسان و آموزش دهندگان سواد اطلاعاتي.
كتاب جهار فصل دارد: در فصل اول، بحثهايي در مورد ارزش اطلاعات و اهميت سواد اطلاعاتي مطرح مي شود. در اين فصل مي توان به مفاهيم سواد اطلاعاتي، كاربردها، ضرورت آموزش آن و نقش كتابداران در توسعه سواد اطلاعاتي پي برد. فصل دوم اين كتاب به تاريخچه سواد اطلاعاتي اختصاص دارد. در اين فصل مي توان به روند شكل گيري و گسترش سواد اطلاعاتي در جهان پي برد. اين بحث از قرن نوزدهم آغاز شد و به زمان حاضر ختم مي شود. علل عدم موفقيت برخي از فعاليتهاي آموزشي كتابخانه ها و موفقيت برخي ديگر تحليل مي شود. برخي از نهادها و ديدگاه هاي تأثير گذار بر شكل گيري سواد اطلاعاتي و گذار فعاليتهاي آموزشي كتابخانه ها از آموزش استفاده كننده به آموزش مهارتهاي سواد اطلاعاتي دنبال مي شود. همچنين، سير تحول برنامه هاي آموزشي كتابخانه ها در ايران و عملكردهايي كه در آشنا كردن كتابخانه ها و كتابداران با مفاهيم سواد اطلاعاتي تأثير گذار بوده است، به صورت مختصر مورد بررسي قرار مي گيرد.
فصل سوم، به استانداردها و مهارتهاي پيش نياز سواد اطلاعاتي اختصاص دارد. در اين مورد گرچه به استانداردهاي برخي از كشورها اشاره شده است، ولي بر استانداردهاي انجمن كتابخانه هاي دانشكده اي و تحقيقاتي (كه از اين به بعد به اختصار به نام استانداردهاي ACRL از آنها ياد خواهد شد) تاكيد شده است. ترجمه كامل اين استانداردها در اين فصل آمده است. پيچيدگي برخي از مهارتها و شاخصهاي استانداردهايACRL مشكلاتي را در تدريس آنها براي مدرسان جوان ممكن است به وجود آورد. به همين دليل توضيحاتي براي چگونگي كاربرد اين استانداردها در آموزش پس از ترجمه آن ارائه شده است. تلاش شده است تا از مثالهاي ملموس استفاده شود و روشهاي تدريس مربوط به هر مهارت مورد توجه قرار گيرد. مهارتهاي پيش نياز سواد اطلاعاتي، يعني آشنايي با سواد رايانه اي و فناوري اطلاعات، زبان انگليسي و مهارتهاي فكري مانند تفكر تحليلي و انتقادي از بحثهاي پاياني فصل سوم است.
فصل چهارم، به كاربرد نظريه هاي يادگيري در آموزش سواد اطلاعاتي توجه دارد. در اين مورد نظريه هاي رفتاري، شناختي و فراشناختي و كاربرد آنها در تدريس مورد بحث قرار مي گيرد. همچنين، برنامه ريزي براي آموزش سواد اطلاعاتي و انواع برنامه ها به صورت مفصل در اين فصل بحث مي شود. از ديگر مباحث فصل چهار، سنجش نيازها، سنجش مهارتهاي پيش نياز، زمان، مكان، تجهيزات و نيروي انساني مورد نياز است. از ديگر عناصر مورد توجه برنامه ريزي، شرايط زماني، مكاني، تجهيزات، هزينه ها، تبليغات و ارزيابي است. در مورد اين عناصر نيز در فصل چهار رهنمودهايي ارائه شد.
آموزش سواد اطلاعاتي يكي از مؤثرترين راهها براي نشان دادن ارزش حرفه كتابداري و اطلاع رساني در فرايندهاي مرتبط با توسعه است. اميد است اين كتاب مورد توجه و استفاده همكاران، دانشجويان و كتابداران قرار گيرد. با وجود دقت نظر در تهيه محتوا و ساختار مطالب، به طور مسلم اين نوشته، عاري از خطا نيست. نگارنده از خوانندگان انديشمند تقاضا دارد ديدگاههاي انتقادي و اصلاحي خود را براي اصلاح يا تكميل مطالب ارائه كنند تا در تهيه ويرايشهاي آينده از آن استفاده شود. اعتقاد دارم كه با همياري و اشتراك انديشه و تجارب مي توان اطلاعات و راهبردهاي ارزنده اي ارائه نمود كه شايسته كتابداران، بعنوان مدرسان سواد اطلاعاتي و دانشجويان باشد.

فهرست مندرجات
پيش گفتار 2
اعتبار محتواي كتاب 3
محتوي و ساختار ارائه 3

فصل اول 12
سواد اطلاعاتي: مفهوم و ضرورت آن 12
مقدمه: نگاهي به برخي تحولات در جهان امروز 12
اطلاعات و واقعيتهاي پيرامون آن 13
ارزش اطلاعات در آموزش و پژوهش 14
سواد اطلاعاتي چيست، چه كاربردهايي دارد و چه كساني به آن نياز دارند؟ 15
تعاريف سواد اطلاعاتي 15
نگاهي به هدفها و كاربردهاي سواد اطلاعاتي 21
سواد اطلاعاتي براي چه كساني؟ 23
چرا آموزش سواد اطلاعاتي؟ 24
نقش كتابداران در توسعه سواد اطلاعاتي 25

فصل دوم 44
تاريخچه سواد اطلاعاتي و آموزش كاربران در كتابخانه ها 44
مقدمه: ارزش مطالعه تاريخي 44
سير تحول آموزش استفاده كننده و سواد اطلاعاتي در خارج از ايران 44
مروري بر سير تحول آموزش سواد اطلاعاتي 44
سير تحول آموزش استفاده كننده و سواد اطلاعاتي در ايران 54
واژه شناسي سواد اطلاعاتي 58

فصل سوم 59
الگوها و استانداردها و الزامات سواد اطلاعاتي 59
مقدمه: استاندارد به منزله زبان و الگوي مشترك 59
استاندارد انجمن كتابداران آمريكا 60
استاندارد يك 61
استاندارد دوم 63
استاندارد سوم 65
استاندارد چهارم 68
شاخصهاي عملكردي 68
قابليتهاي مورد انتظار 68
قابليتهاي مورد انتظار 68
استاندارد شماره پنج 68
قابليتهاي مورد انتظار 69
قابليتهاي مورد انتظار 69
قابليتهاي مورد انتظار 70
استانداردهاي استراليا و نيوزلند براي سواد اطلاعاتي 70
استاندارد سواد اطلاعاتي براي ايران 73
ملاحظاتي در زمينه كاربرد استانداردها در آموزش سواد اطلاعاتي 76
استاندارد 1 77
استاندارد 2-1: 80
استاندارد 2-1: 81
استاندارد 4-1: 82
استاندارد 2 83
استاندارد 1-2: 83
استاندارد 2-2: 83
استاندارد 3-2: 84
استاندارد 4-2: 85
استاندارد 5-2: 86
استاندارد 3 87
استاندارد 1-3. 87
استاندارد 2-3. 88
استاندارد 3-3. 89
استاندارد 4-3. 89
استاندارد 5-3. 90
استاندارد6-3. 90
استاندارد 7-3. 91
استاندارد 4. 91
استاندارد 2-4. 92
استاندارد 5 93
استاندارد 1-5. 93
استاندارد 2-5. 94
استاندارد 3-5. 94
مهارتهاي پيش نياز براي فراگيري سواد اطلاعاتي 103
آشنايي با سواد رايانه اي و فناوري اطلاعات 104
مهارت تفكر تحليلي و انتقادي 105
تفكر انتقادي 106
تفكر تحليلي 106
آشنايي و توانايي استفاده از زبان انگليسي 110

فصل چهارم 112
مباني يادگيري و آموزش سواد اطلاعاتي 112
مقدمه: مباني به منزله چارچوب نظري 112
رفتارگرايان: 113
كاربرد نظريه هاي رفتارگرايان در آموزش 113
رابطه گرايان 114
كاربرد نظريه رابطه گرايان در آموزش 116
يادگيري شناختي 116
كاربرد نظريه يادگيري شناختي در آموزش 117
نظريه فراشناختي 118
كاربرد نظريه فراشناختي در آموزش 119
برنامه ريزي براي آموزش سواد اطلاعاتي 121
الف. سنجش نيازهاي كاربران 121
1. پيشينه موضوعي كاربران 121
2. مفاهيم مورد نياز براي يادگيري 121
3. سنجش مهارتهاي پيش نياز 122
4. زمان برگزاري برنامه ها 123
ب. مراحل برنامه ريزي 124
1. تعيين هدف براي برنامه هاي آموزشي 124
2. تعيين نيروي انساني براي اجراي برنامه ها 125
I. مدرس: 125
مدرسان سطح مقدماتي: 125
مدرسان سطح مياني: 125
مدرسان سطح عالي: 126
II. گروه پشتيبان 126
3. تعيين امكانات و تسهيلات 127
ج. انواع برنامه ها 127
1. برنامه هاي انفرادي 127
2. برنامه هاي گروهي 129
II. كلاسها يا كارگاه هاي آموزشي رسمي 129
چرا به انواع برنامه ها و انواع شيوه ها در تدريس نياز داريم؟ 131
تفاوتهاي فردي 131
1. نيازهاي اطلاعاتي متفاوت 131
2. شرايط مكاني 132
هزينه برنامه ها 133
كاربرد فناوري در آموزش 136
طراحي و توليد منابع آموزشي 137
زيبايي 137
ساختار 137
سبك نگارش 137
تبليغات و آگاهي رساني 138
همكاري بين مدرسان و كتابداران آموزش دهنده 139
ارزيابي برنامه هاي سواد اطلاعاتي 140
جامعه مورد توجه در ارزيابي 141
شيوه هاي ارزيابي 141
مشاهده: 142
مصاحبه: 142
پرسش نامه. 142
تحليل محتوا. 143
كتابسنجي. 143
جمع بندي 145

پيوست1 147
كتابشناسي سواد اطلاعاتي 147

پيوست 2 148
برخي سايتهاي مهم در زمينه سواد اطلاعاتي و 148
برخي از استانداردها و راهنماهاي سواد اطلاعاتي 148
استانداردها و راهنماهاي كتابخانه ها (شامل استانداردهاي سواد اطلاعاتي و ترجمه هاي موجود) 148
استاندارد سواد اطلاعاتي براي آموزش عالي 148
استاندارد جامعه كتابخانه هاي دانشكده اي، ملي و دانشگاهي در انگليس 148
استانداردهاي سواد اطلاعاتي براي دانش آموزان تدوين شده براي كتابخانه هاي آموزشگاهي توسط انجمن كتابداران آموزشگاهي آلاسكا 148
استانداردهاي سواد اطلاعاتي، تهيه شده توسط موسسه استراليايي و نيوزلندي براي سواد اطلاعاتي 148
استاندارد سواد اطلاعاتي براي دانش آموزان، تهيه شده توسط انجمن آمريكايي كتابداران مدارس 149
موسسه، انجمن، مجمع ها و كارگروه هاي سواد اطلاعاتي 149
كار گروه سواد اطلاعاتي در جامعه كتابخانه هاي دانشكده اي، ملي و دانشگاهي در انگليس 149
سايتهاي مناسب براي سواد اطلاعاتي 149
راهنماي منابع موجود در اينترنت در مورد سواد اطلاعاتي 150
سواد اطلاعاتي در اينترنت 150
برخي از سايتهاي مهم در مورد سواد اطلاعاتي 150
برخي سايتهاي مهم در زمينه آموزش سواد اطلاعاتي 150
پيوست 3 151
نمونه هايي از بروشورهاي آموزشي از طريق سي دي همراه 151
منابع 152



فصل اول: سواد اطلاعاتي: مفهوم و ضرورت آن

مقدمه: نگاهي به برخي تحولات در جهان امروز
جهان همواره در حال تغيير و تحول بوده است اما تحولات عصر حاضر از سرعت و دامنه شگرفي برخوردار است. انسان امروز در طول زندگي خود، به مراتب بيش از نسلهاي پيشين، تحولات را تجربه مي كند. اختراعات و ابداعات كنوني چندين برابر آن است كه در طول تاريخ بشري تا نيمه قرن بيستم رخ داده است. رشد كمي و كيفي دانشگاهها و مراكز پژوهشي، دستاوردهاي گسترده علم و فناوري، اكتشافات نوين در همه عرصه ها، توسعه سريع شبكه هاي خبري و اطلاع رساني، و نفوذ انواع مظاهر فناوري از قبيل راديو، تلويزيون، چندرسانه اي ها، آنتن هاي ماهواره اي، رايانه، و سرانجام اينترنت اكنون يك امر عادي تلقي مي شود.
خاستگاه بيشتر اين تحولات، اقتصاد و رقابتهاي اقتصادي و به تبع آن، تحول در نظامهاي آموزشي مي باشد. در عين حال، انرژي و درون مايه همه اين فعاليتها، اطلاعات و دانش است. نگاهي كلي به آمارهاي مربوط به رشد متقابل اقتصادي، آموزشي و اطلاعاتي نشان دهنده اين ديدگاه است. با افزايش و تنوع فعاليتهاي اقتصادي، ميزان توليد و مصرف اطلاعات نيز افزون تر گشته است. به بيان ديگر، رابطه مستقيمي ميان نظامهاي آموزشي، اقتصادي و نظامهاي اطلاعاتي وجود دارد. در حال حاضر، هزاران پايگاه اطلاعاتي تخصصي در دسترس متخصصان و پژوهشگران شاغل در موسسه هاي دانشگاهي و اقتصادي مي باشد. افزون بر آن، اينترنت و شبكه وب به منزله يك محيط آرماني در خدمت اين موسسه ها است و بخش عمده فعاليتهاي آنان از طريق اينترنت مي باشد. نظامهاي آموزشي، به ويژه نظام آموزش عالي مستلزم توليد، سازماندهي، انتقال و تبادل اطلاعات در محيط اينترنتي است.

اطلاعات و واقعيتهاي پيرامون آن
اكنون دسترسي به اطلاعات و استفاده مؤثر از آن براي تمام قشرهاي جامعه به منزله يك اصل اساسي در زندگي اجتماعي و حرفه اي به شمار مي رود. شعارهايي مانند "اطلاعات قدرت است" نه تنها اكنون بسيار بديهي به نظر مي رسد، بلكه بيشتر جوامع، اطلاعات را ماده اوليه توليد مي دانند و برآنند تا با فراهم ساختن شرايط مطلوب، تك تك انسانها را در رسيدن به دانش و تحقق زندگي بهتر ياري كنند. با وجود آشكار بودن ارزش اطلاعات و نقش آن در توسعه، هنوز در برخي جوامع به اين مهم پي نبرده اند و براي توليد، سازماندهي، اشاعه و دسترسي به آن اقدام لازم صورت نمي گيرد. اين امر باعث شده تا فاصله اطلاعاتي (يا به اصطلاح امروز، شكاف ديجيتالي) عميقي ميان جوامع و حتي ميان قشرهاي مختلف يك كشور به وجود آيد. اين شكاف به نوبه خود، ضد توسعه تلقي مي شود و بحرانهاي جدي را به وجود مي آورد. اين امر درست مانند شكاف سواد آموزي ميان جوامع در قرن بيستم و نقش آن در پيشرفت يا عقب ماندگي كشورها بود. برخي از كشورها براي آموزش سواد در سطح ملي اقدام كردند و نتايج مثبت آن را در زندگي مشاهده نمودند، در حالي كه سوادآموزي در برخي از كشورهاي ديگر مهم تلقي نشد و در نتيجه پيشرفتي هم نداشت.
از سوي ديگر، همان گونه كه پيش تر اشاره شد، محيط اطلاعاتي در مقايسه با قبل به طور قابل ملاحظه پيچيده شده است. نه تنها حجم فوق العاده اطلاعات در شكل هاي گوناگون، و نيز تعدد بسيار زياد پايگاهها و نظامهاي اطلاعاتي، بلكه عدم كنترل كيفيت اطلاعات، موجب بروز دشواريهاي فراوان براي افراد شده است، به طوري كه بخش عمده اي از جامعه، با وجود تلاش و صرف وقت فراوان، قادر نيستند به اطلاعات مورد نياز خود دسترسي يابند. بدين ترتيب، نداشتن توان اطلاعاتي موجب از بين رفتن سرمايه ها شده، شكاف ميان افراد و شكاف ميان جوامع را افزايش مي دهد و يك ضد ارزش محسوب مي شود. براي پر كردن شكاف اطلاعاتي، فقط كافي نيست كه به گردآوري منابع اطلاعاتي و فراهم ساختن دسترسي به آنها اقدام كنيم. مهم تر آن است كه همه افراد به ويژه آنها كه نقش اساسي در رشد جامعه دارند آموزش داده شوند تا بدانند كه اطلاعات چيست، چه ارزشي در توسعه دارد، چگونه مي توان آن را به دست آورد و به صورت مؤثر استفاده كرد. هر يك از افراد جامعه، در هر نظامي كه فعاليت مي كنند، اعم از صنعتي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و آموزشي بايد بياموزند كه اطلاعات، ماده اوليه فعاليتهايشان است. اين امر در نظامهاي آموزشي بيشتر قابل تشخيص است.

ارزش اطلاعات در آموزش و پژوهش
اگر اقتصاد را موتور حركت توسعه بدانيم، آموزش و پژوهش بستر و هموار كننده مسير حركت به شمار مي آيد. آموزش، شرايط لازم براي حركت در مسير صحيح را فراهم مي سازد. آنچه با آموزش اتفاق مي افتد، در واقع، انتقال اطلاعات و دانش براي تربيت نيروي لازم براي توسعه مي باشد. بنابراين، اطلاعات و دانش عنصر اصلي نظام آموزش و پژوهش محسوب مي شوند.
منابع اطلاعاتي نه تنها براي آموزش دانش آموزان و دانشجويان استفاده مي شوند، بلكه براي برنامه ريزي آموزشي و آمادگي معلمان و استادان براي تدريس نيز به صورت گسترده به كار برده مي شود. تصور آن كه در امر آموزش، انتقال اطلاعات صورت نگيرد غير ممكن است. اين مسأله به ويژه در حوزه هايي كه روزآمد بودن اطلاعات امري بسيار مهم به شمار مي آيد (از قبيل علوم پزشكي، علوم كاربردي، كشاورزي، علوم رايانه و مانند آنها)، و حتي در حوزه هاي علوم انساني كه نظريه هاي جديد مطرح مي شود، حياتي است. بي دليل نيست كه هر چه آموزش در كشوري بيشتر مورد توجه باشد، كتابخانه هاي مدارس و دانشگاه ها نيز غني تر و مهم ترند. اطلاعات در واقع همچون خون در رگهاي نظام آموزشي و تغذيه كننده سلولها يا دانش پايه دانش آموزان، دانشجويان و استادان مي ماند. شعار "كتابخانه قلب دانشگاه است" به همين معنا است.
در عرصه فعاليتهاي پژوهشي نيز اطلاعات، عنصر اصلي به شمار مي رود: هر طرح پژوهشي در درجه نخست بايد به پژوهشهاي پيشين و يافته هاي آنها توجه كند. بنابراين، شناسايي و دسترسي به منابعي كه براي موضوع پژوهش انتشار يافته نه تنها از نخستين قدم هاي هر فعاليت پژوهشي محسوب مي شود، بلكه پژوهشگر تا پايان طرح خود (تهيه گزارش نهايي) همواره به اطلاعات و منابع دانش نياز دارد. رابطه مستقيم ميان حجم فعاليتهاي پژوهشي و كميت و كيفيت منابع اطلاعاتي در كتابخانه ها شاهدي است بر اين ادعا كه پژوهش به صورت جدي از يك سو وابسته به اطلاعات است و از سوي ديگر خود اطلاعات توليد مي كند . بر اساس آن چه گفته شد، اكنون به روشني مي توان دريافت كه توانايي شناسايي منابع اطلاعاتي و استفاده بهينه از آنها تا چه حد در آموزش، پژوهش و توليد دانش جديد نقش دارد.
سواد اطلاعاتي چيست، چه كاربردهايي دارد و چه كساني به آن نياز دارند؟
در مقايسه با سواد خواندن و نوشتن، يعني توانايي فهم پيام مكتوب و انتقال پيام به صورت مكتوب، سواد اطلاعاتي يعني توانايي دسترسي و استفاده از اطلاعات به هر شكل و در هر قالب (اعم از چاپي يا الكترونيكي). سواد اطلاعاتي ابزار ارتباط با دنيا در عصر حاضر است، دنيايي كه اطلاعات عنصر اوليه همه فعاليتهاي بشري و عامل راهبردي در رقابتهاي اقتصادي، سياسي و غيره است. بر اساس يك تعريف، سواد اطلاعاتي يكي از پنج مهارت اساسي مورد انتظار از كاركنان در محيط هاي كاري مي باشد .
از ديدگاه انجمن كتابداران آمريكا، سواد اطلاعاتي تنها مختص يك قشر خاص نيست بلكه همه رشته ها و نظامهاي آموزشي در هر سطحي به آن نياز دارند . همچنين، كسب سواد اطلاعاتي به زمان خاصي محدود نمي شود، بلكه هميشگي است و به همين دليل مبناي يادگيري مادام العمر به شمار مي آيد.

تعاريف سواد اطلاعاتي
تاكنون تعريفهاي گوناگوني از سواد اطلاعاتي ارائه شده است، اما فصل مشترك تمام آنها توانايي شناسايي درست منابع اطلاعاتي، توانايي دسترسي به آنها، و توانايي استفاده هدفمند از آنها مي باشد. بيشتر تعريفهاي مربوط به سواد اطلاعاتي نيز از سوي انجمنهاي كتابداري و اطلاع رساني و شاخه هاي تخصصي آنها يا كتابداراني ارائه شده كه خود دست اندر كار آموزش آن بوده اند. در تعريفهاي ارائه شده از سواد اطلاعاتي برخي به عناصر رفتاري و برخي ديگر به عناصر شناختي يا مجموعه اي از اين عناصر پرداخته اند. يكي از نخستين و ساده ترين تعريفها توسط كوستا (Costa 1985) ارائه شده است:
سواد اطلاعاتي توانايي دستيابي، ارزيابي، و استفاده از اطلاعات از انواع گوناگون منابع است
اين تعريف جامعيت لازم را ندارد و بيشتر بر مهارتهاي رفتاري و كاربردي تأكيد دارد. همان طور كه اشاره شد، از آن جا كه سواد اطلاعاتي به شناخت و سپس مهارتها توجه دارد، در اينجا آن گونه از تعريفها بررسي و تحليل مي شوند كه به هر دو اين عناصر توجه كرده باشند. در دو تعريف زير از سواد اطلاعاتي، دو عنصر شناخت و مهارت مورد توجه مي باشد:

قدرت دسترسي به اطلاعات با ارزش، آگاهي از چگونگي سازماندهي دانش واطلاعات و روشهاي مختلف جستجو و توان تشخيص مؤثرترين اطلاعاتي كه براي حل مشكلات و تصميم گيريها لازم باشد (نوروزي 1383)

مجموعه مهارتهاي جستجو، بازيابي و تحليل اطلاعات، تشخيص اطلاعات معتبر و توان استفاده از اطلاعات در حل مسأله و در زمان استفاده از تفكر انتقادي (Doyle 1996 quoted in Grassian and Kaplowitz 2001)
افزون بر آن، در اين تعريفها، پيامدهاي مورد انتظار از سواد اطلاعاتي، يعني رابطه آن با حل مشكل مشخص شده است. اين امر، اهميت اطلاعات در زندگي علمي و شخصي را بيشتر مشخص مي سازد.
تعريف زير ضمن اشاره بر ويژگيهاي باسواد اطلاعاتي و تأكيد بر ارزش سواد اطلاعاتي در حل مشكلات، ديدگاه وسيع تري را نيز مطرح مي سازد، يعني آن را مهارت و روند فكري براي يادگيري مادام العمر مي داند.
سواد اطلاعاتي شامل شناخت نيازهاي اطلاعاتي خود، مهارت تشخيص، مكان يابي، سازماندهي، ارزيابي، و استفاده مؤثر از اطلاعات است كه فرد براي حل مسائل و مشكلاتش مورد استفاده قرار مي دهد . اين مهارتها پيشنياز مشاركت موثر در جامعه اطلاعاتي و از جمله حقوق پايه افراد براي "فراگيري مادام العمر" به شمار مي آيد (Progue Declration 2003).
در جامعه اطلاعات مدار و متغير كنوني هر لحظه دستگاهي جديد و نظريه اي نو و روشي متفاوت ابداع مي گردد. براي يادگيري اين نوآوريها نمي توان انتظار داشت كه براي هر تغيير دوره آموزش مربوطه ارائه شود يا اين كه بتوان در دوره هاي آموزشي مادام العمر شركت كرد. براي همخواني فعاليتها و توانايي ها با اين تغييرات، بايد بتوان به صورت خود مدار به يادگيري پرداخت. بر اساس تعريف بالا، سواد اطلاعاتي امكان خودآموزي را فراهم مي آورد و به عنوان پيش نياز يادگيري مادام العمر بايد مورد توجه قرار گيرد.
در تعريف زير، كه انجمن كتابداران ايالات متحده (American Library … 1989) ارائه نموده است، مي توان به نقش سواد اطلاعاتي در ايجاد انگيزه و يادگيري مهارتهاي فكري و رفتاري و نيز زندگي مستقل پي برد:
سواد اطلاعاتى وسيله اي ست براى توانمندى فردى. اين توانمندى در مهارت فرد در تحليل و اتخاذ تصميمات محققانه و يا استقلال او در جستجوى حقيقت ديده مى شود. سواد اطلاعاتى به فرد توانايى بحث مى بخشد. چنين فردى از جستجوى دانش لذت برده و به هيجان مى آيد. اين مهارت نه تنها افراد را براى فراگيرى مادام العمر آماده مى كند، بلكه موجب مي شود آنها از موفقيت در تأمين نيازهاى اطلاعاتى لذت ببرند. به علاوه ثمر بخش بودن جستجويى كه اين افراد براى كسب اطلاعات انجام مى دهند تشويقى براى ادامه فراگيرى در سراسر زندگيشان خواهد بود.
در تعريفهاي ارائه شده، سواد اطلاعاتي به توانايي دسترسي و استفاده از طيف متنوعي از منابع براي ارضاء نياز اطلاعاتي اشاره دارد. اما مانند معناي سواد كه فراتر از توانايي خواندن و نوشتن است، سواد اطلاعاتي نيز متضمن يافتن، ارزيابي، استفاده، و به تبع آن قرار دادن دانش در چرخه ارتباطات است. بنابراين، مي توان به نقش سواد اطلاعاتي در كسب مجموعه اي از توانايي ها و در پاسخگويي به نيازها پي برد. انسان در فرايند دسترسي به اطلاعات و استفاده از آن نيازمند است بداند چه اطلاعاتي، در چه زماني، چه مكاني، براي چه هدفي و با چه روشي بايد به دست آيد و به كار رود. براي پاسخ به اين چند "چه" فرد به مهارتهايي مانند تجزيه و تحليل نياز، شناخت منابع اطلاعاتي، توان جستجوي آنها، ارزيابي آنها، سازماندهي اطلاعات به دست آمده با هدف استفاده مؤثر از آنها نياز دارد. در باره اين مهارتها در فرايند يادگيري سواد اطلاعاتي بيشتر توضيح داده خواهد شد. لازم به يادآوري است كه اين مهارتها در درسهاي مجموعه سازي، مرجع و سازماندهي تا حدود زيادي مورد توجه قرار گرفته است. بنابراين، انتظار مي رود با اين پيشينه فكري، كتابداران بتوانند در فراگيري روند فكري مهارتهاي سواد اطلاعاتي موفق بوده، و به آموزش آن بپردازند.

نگاهي به هدفها و كاربردهاي سواد اطلاعاتي
در تعريفهايي كه در باره سواد اطلاعاتي ارائه شد، كاربردهاي آن نيز به صورت آشكار و يا ضمني بيان شده است. به طور كلي، سواد اطلاعاتي مهارتي است كه براي بقا در عصر اطلاعات و فناوريهاي اطلاعاتي لازم مي باشد. در عين حال و از ديدگاهي كاربردي، اين مهارت شامل مجموعه اي از مهارتهاي مشخص تر است كه موارد استفاده عيني دارد. دويل (Doyle 1992) اين كاربردها را به صورت زير مطرح مي كند:

با سواد اطلاعاتي فردي است كه مي تواند:
درك كند كه اطلاعات دقيق و كامل زيربناي تصميم گيري هوشمندانه است،
نياز اطلاعاتي خود را تشخيص دهد
بر اساس نياز اطلاعاتي خود سئوالهايي را تدوين كند،
منابع بالقوه اطلاعات را شناسايي كند
راهبردهاي موفقيت آميزي براي جستجو تدوين كند
منابع اطلاعاتي را اعم از رايانه اي و غيره به دست آورد
اطلاعات را ارزيابي كند
اطلاعات را براي كاربردهاي بعدي سازماندهي كند
اطلاعات جديد را در مجموعه دانش موجود خود ادغام نمايد
از اطلاعات براي تفكر انتقادي و نيز تصميم گيري استفاده كند.

انجمن كتابخانه هاي دانشكده اي و پژوهشي (ACRL) نيز قابليتهاي زير را براي باسواد اطلاعاتي در نظر گرفته است:
ميزان نياز اطلاعاتي خود را تعيين كند
اطلاعات مورد نياز را به صورت مؤثر و كارآمد به دست آورد
اطلاعات و منابع كسب آن را ارزيابي كند
اطلاعات گزيده شده را در مجموعه دانش خود ادغام كند
از اطلاعات به طور مؤثر براي انجام يك كار مشخص استفاده كند
مسائل اقتصادي، حقوقي، و اجتماعي مرتبط با كاربرد اطلاعات را درك كند و در دسترسي و استفاده از اطلاعات به مسائل اخلاقي و حقوقي آن توجه نمايد.

همان طور كه پيش تر اشاره شد، "يادگيري مادام العمر" و "يادگيري مستقل" از جمله كاربردهايي است كه در بسياري از متون براي سواد اطلاعاتي در نظر گرفته شده است. كميته سواد اطلاعاتي انجمن كتابداران آمريكا، باسوادان اطلاعاتي را افرادي مستقل به شمار آورده است كه آموخته اند "چگونه بياموزند". آنها خود را براي فراگيري مادام العمر آماده كرده اند، زيرا همواره قادرند نيازهاي اطلاعاتي خود را براي هر كار و هر تصميم به سادگي شناسايي كنند" .
آن چه در مورد آموزش و آموختن سواد اطلاعاتي اهميت دارد، آن است كه اين امر بايد در بافت و بطن فعاليتهاي حرفه اي و در فضايي كاربردي انجام شود. به همين دليل برنامه هاي آموزش سواد اطلاعاتي در نظام آموزش ابتدايي، متوسطه و دانشگاهي و نيز در فعاليتهاي حرفه اي ادغام مي شود تا هم در ذهن افراد نهادينه گردد و نيز در جريان فعاليتهاي روزمره عينيت و معنا يابد. خلاصه كلام آن كه آموزش سواد اطلاعاتي بايد به نيازهاي عيني و كاربردي همه بخشهاي جامعه پاسخ گويد.

سواد اطلاعاتي براي چه كساني؟
با توجه به آن چه گفته شد، همه به فراگيري سواد اطلاعاتي نيازمندند زيرا با توجه به تحولات سريع محيط اطلاعاتي، نياز به دانستن برخي مهارتها ضروري است. چنان چه بپذيريم كه تك تك افراد جامعه در رشد و سعادت آن نقش دارند، بنابراين مي توان استدلال كرد كه براي آن كه هر يك از اعضاي جامعه بتواند از اطلاعات در زندگي حرفه اي و شخصي خود بهره مند شود، كسب سواد اطلاعاتي يك نياز اساسي براي همه است. نگاهي به برنامه ها و فعاليتهاي آموزش سواد اطلاعاتي در كشورهاي پيشرفته حكايت از آن دارد كه تمامي انواع كتابخانه ها و مراكز اطلاعاتي (از كتابخانه هاي عمومي گرفته تا مراكز اطلاع رساني تخصصي) تقويت سواد اطلاعاتي در جامعه تحت پوشش خود را يكي از اهداف خود قرار داده اند.
در كشورهاي پيشرفته، مدارس و كتابخانه هاي مدارس، كتابخانه هاي عمومي، كتابخانه هاي تخصصي و كتابخانه هاي دانشگاهي به برنامه ريزي و اجراي برنامه هاي سواد اطلاعاتي توجه خاصي دارند. اين امر در كتابخانه هاي دانشگاهي بيشتر نهادينه شده است. دانشجويان دوره كارشناسي، به ويژه دانشجويان تازه وارد مهم ترين گروه نيازمند آموزش مهارتهاي سواد اطلاعاتي هستند. به همين دليل كتابخانه هاي دانشگاهي برنامه هاي مفصلي براي اين گروه تدارك ديده اند و آنها را اجرا مي كنند. دانشجويان تحصيلات تكميلي نيز به دليل نياز بيشتر و جدي تر به اطلاعات، تحت پوشش برنامه هاي آموزش سواد اطلاعاتي قرار مي گيرند. اعضاي هيأت علمي با توجه به لزوم روزآمدسازي اطلاعات خود و درگير بودن در آموزش و پژوهش، از نيازمندان جدي و دائم اطلاعات به شمار مي آيند و به همين دليل مورد توجه برنامه هاي توسعه سواد اطلاعاتي مي باشند. در ايران اين امر در چند سال اخير در دانشگاه ها مورد توجه بوده است و به علت اين كه دوره هاي تحصيلات تكميلي بيشتر پژوهش گرا هستند، اين دانشجويان بيشتر از دانشجويان كارشناسي هدف برنامه هاي سواد اطلاعاتي در دانشگاه هاي ايران بوده اند. در اين مورد به صورت مختصر در بخش تاريخچه سواد اطلاعاتي بحث خواهد شد. از جمله دلايلي كه در كتابخانه هاي دانشگاهي بيش از ساير كتابخانه ها به آموزش سواد اطلاعاتي توجه شده است، پيوند آموخته هاي سواد اطلاعاتي با نيازهاي درسي دانشجويان است. اين پيوند به درك بيشتر محتوا، ساختار و نيازهاي درسي كمك مي كند.

چرا آموزش سواد اطلاعاتي؟
آموزش همواره يكي از بهترين راه ها براي همگامي با تحولات و توانمندسازي افراد بوده است. در ابتداي كتاب گفته شد كه جامعه امروز شاهد تحولات شگرفي در همه عرصه هاي زندگي است. نيز اشاره شد كه رقابتهاي تنگاتنگ ميان كشورها و حتي ميان افراد يك كشور، باعث شده تا افراد همواره ناچار باشند اطلاعات خود را روزآمد نگه دارند. از سوي ديگر محيط اطلاعاتي نيز همواره شاهد تحولات سريع و گسترده است، به شكلي كه هر از چندگاه منابع جديدتر يا پايگاههاي پيشرفته تري در دسترس جامعه قرار مي گيرد. براي اطلاع از اين تحولها و همگامي با آنها، بايد به كسب توانايي لازم پرداخت. از آنجا كه تك تك افراد به دليل مشكلات مختلف (نداشتن انگيزه، وقت، عدم اطلاع از شيوه مناسب در يادگيري، عدم اطلاع از مهارتها و دانش مورد نياز و ...) قادر نيستند خود به كسب اين توانايي يعني آموزش خود بپردازند، اين وظيفه به نهادهايي واگذار شده است كه دانش، تجربه و امكانات لازم براي آن را در اختيار دارند. از طرف ديگر بر اساس بحثهاي انجام شده، سواد اطلاعاتي مجموعه اي از مهارتهاي شناختي و كاربردي است، سواد اطلاعاتي كسب دانش در مورد فرايند يادگيري و فلسفه اي براي تفكر است. بنابراين مانند هر علم و مهارت ديگري بايد آموزش داده شود.
آموزش سواد اطلاعاتي مهم ترين راه براي انتقال مهارت لازم در استفاده از اطلاعات و توانمندسازي افراد جامعه براي زندگي در جامعه اطلاعاتي است. آموزش از آن جهت داراي اهميت است كه بر اساس هدفهاي از پيش تعيين شده، برنامه مدون و شيوه مناسب انجام مي گيرد و در مقايسه با شيوه آزمون و خطا، كه برخي افراد براي كسب تجربه استفاده مي كنند، بسيار اثربخش تر است. بدون آموزش، افراد انرژي و وقت زيادي را از دست مي دهند، مساله اي كه در جهان پرشتاب و رقابتي امروز جايي ندارد.
هدف هاي آموزش سواد اطلاعاتي را مي توان از تعريفهايي كه در باره آن ارائه شد استنباط كرد. هدف كلي و غايي، توانمندسازي افراد براي دسترسي به اطلاعات و استفاده از آن است. در عين حال، به صورت خاص، آموزش سواد اطلاعاتي در پي تحقق هدفهاي زير است:
الف. اطمينان از اين كه افراد بتوانند به طور مستقل نياز اطلاعاتي خود را تشخيص داده و مطرح كنند، به اطلاعات مورد نياز دسترسي پيدا كنند، اطلاعات به دست آمده را ارزيابي و سپس استفاده كنند،
ب. اطمينان از اين كه افراد بتوانند مهارتهاي تفكر انتقادي و تحليلي را در مورد استفاده از منابع اطلاعاتي بياموزند،
ج. اطمينان از اين كه افراد بتوانند به جاي استفاده از شيوه آزمون و خطا، روش هاي لازم براي كسب هر يك از مهارتها را بياموزند،
د . اطمينان از اين كه افراد قادر باشند هر مرحله از فرايند نيازشناسي، جستجو، بازيابي، مكان يابي، ارزيابي، سازماندهي و ادغام اطلاعات را با ديدگاهي انتقادي مورد توجه قرار دهند،
ه. اطمينان از اين كه افراد از حقوق استفاده از اطلاعات آگاه باشند، آن را رعايت كنند و اجازه ندهند ديگران به آن بي توجه باشند،
و. اطمينان از اين كه افراد بتوانند به صورت خودفراگير بياموزند.

نقش كتابداران در توسعه سواد اطلاعاتي
بدون ترديد، كتابداران بنا به دلايلي موجه ترين افراد براي آموزش سواد اطلاعاتي به شمار مي روند. سازماندهي و اشاعه اطلاعات از فعاليتهاي اصلي حرفه كتابداري است و در طول تاريخ، تجربه هاي سودمندي را در مورد منابع اطلاعاتي، ارزيابي منابع، سازماندهي و اشاعه اطلاعات و نيز در باره استفاده كنندگان، نيازها و رفتارهاي آنان كسب كرده است. اين تجربه ها اكنون به صورت دانش عمومي در اختيار كتابداران است. بنابراين، آنها مي دانند چه تحولاتي در محيط اطلاعاتي رخ داده و استفاده كنندگان به چه نياز دارند. آنها بر اساس تجربه و پژوهش دريافته اند كه چه كساني به چه نوع آموزشي نياز دارند و چه شيوه ها و ابزارهايي براي آموزش افراد مختلف مناسب تر است. بر اساس نظر كرايست (1365)، شالوده نظري علم كتابداري آموزش است. اين آموزش نه تنها به زير ساختهاي ذهني كاربران توجه دارد و بر دانش آنها مي افزايد، بلكه به توانمندي آنها در كسب دانش نظر دارد. بر خلاف آموزش سنتي، در آموزش كتابداران آموزش بيننده و تعامل او با اطلاعات را مركز توجه خود قرار مي دهند. نگاهي به فعاليتها و برنامه هاي متنوع كتابخانه ها در توسعه سواد اطلاعاتي به خوبي نشان مي دهد كه حرفه كتابداري تا چه حد و چگونه در اين زمينه اقدام كرده است. تعداد و حجم همايشهاي برگزار شده و نيز گستره پژوهشهاي كتابداران به ويژه در سالهاي اخير مي تواند نشان دهنده رويكرد اين حرفه نسبت به آموزش سواد اطلاعاتي باشد. از جمله اين فعاليتها، تشكيل كميته هاي سواد اطلاعاتي در انجمن هاي كتابداري و برگزاري همايشهاي تخصصي در كشورهاي مختلف مي باشد. به برخي از فعاليتهاي اين انجمنها در بخش تاريخچه اشاره خواهد شد.
براي درك بهتر رابطه دانش و مهارت كتابداران با نيازهاي فراگيران سواد اطلاعاتي مي توان مقايسه زير را ميان مهارتهاي مورد نياز باسوادان اطلاعاتي و مهارتهاي كتابداران انجام داد. نتيجه اين مقايسه بر اين نكته تأكيد دارد كه در ميان ساير حرفه ها، كتابداري به دليل حوزه كاري خود موجه ترين حرفه براي برنامه ريزي و اجراي برنامه هاي آموزش سواد اطلاعاتي است:

جدول (1): جدول تطبيقي مهارتهاي باسوادان اطلاعاتي و مهارتهاي حرفه اي كتابداران

مهارتهاي لازم براي باسوادان اطلاعاتي مهارتهاي حرفه اي كتابداران



1. تشخيص نياز اطلاعاتي 1. تشخيص نياز اطلاعاتي از مهم ترين فعاليتهاي كتابداران در بيشتر كاركردهاي تخصصي، مانند مجموعه سازي، سازماندهي، ارائه خدمات و اشاعه اطلاعات است. در هر جزئي از فرايند كار، كتابداران به طور ذهني، خود را به جاي كاربران قرار مي دهند و تلاش مي كنند تا نيازهاي آنان را با طرح پرسش تشخيص دهند و آنها را اساس كار خود قرار دهند. انجام پژوهشهاي فراوان در اين باره و نيز رفتارهاي اطلاع يابي كاربران، دانش لازم در مورد تشخيص نياز كاربران را در دسترس كتابداران قرار داده است.



2. تدوين راهبردهاي جستجو 2. بخش مهمي از كار كتابداران به ويژه كتابداران مرجع، كمك به كاربران در تدوين فرمول جستجو چه در نظامهاي دستي و چه نظامهاي رايانه اي مي باشد. كتابداران به دليل آگاهي از شيوه نمايه سازي، فهرستنويسي يا سازماندهي اطلاعات دانش مناسبي در مورد شيوه هاي جستجوي اطلاعات، دارند و به همين دليل توانسته اند به منزله ميانجي نقش مؤثري در بازيابي اطلاعات ايفا كنند. همچنين، "تدوين راهبردهاي جستجو" در برخي درسهاي مقاطع مختلف كتابداري مورد توجه است.

3. دسترسي به اطلاعات 3. آشنايي با انواع نظامها و شيوه هاي رده بندي منابع اطلاعاتي در مخزن كتابخانه ها يا دسته بندي اطلاعات، كه در درسهاي فهرستنويسي، نمايه سازي و نيز مرجع در مقاطع مختلف آموزش داده مي شود. اين درسها راههاي دسترسي به اطلاعات را به كتابداران مي شناساند .

4. ارزيابي اطلاعات و منابع اطلاعاتي 4. ارزيابي اطلاعات و منابع اطلاعاتي در درسهاي گوناگون دوره كارشناسي و كارشناسي ارشد (مانند مجموعه سازي و مرجع) و به طور عملي در گزينش منابع در محيط كار مورد توجه است.


5. سازماندهي اطلاعات كسب شده 5. سازماندهي اطلاعات از درسهاي مهم مقاطع كارشناسي و كارشناسي ارشد و نيز از فعاليتهاي اصلي و روزمره كتابخانه ها و مراكز اطلاعاتي است. حرفه كتابداري راهها و روشهاي بسياري را در زمينه سازماندهي انواع منابع اطلاعاتي ايجاد كرده است.

6. كاربرد تفكر انتقادي 6. بيشتر فرايندهاي كاري در حرفه كتابداري با استفاده از مهارت تفكر انتقادي صورت مي گيرد: مانند نقد، بررسي و گزينش منابع اطلاعاتي، تحليل پرسش و تعيين راهبرد جستجو، تحليل نظامهاي اطلاعاتي، ارزيابي ميزان ربط در بازيابي اطلاعات، ...
آگاهي از مسائل اقتصادي، حقوقي و اجتماعي مرتبط با كاربرد اطلاعات
اهميت حقوق پديد آور و مسائل حقوقي ناشي از عدم رعايت آن، از مواردي است كه در درس مجموعه سازي مورد توجه است. 

منبع: www.ketabdar.org

تعداد بازديد اين صفحه: 172
خانه | بازگشت | ksguest (ksguest)

طراحی، پیاده سازی و اجرا توسط شبکه ملی مدارس ایران ( رشد )

www.roshd.ir Powered By Sigma ITID.